Wednesday, September 23, 2009

گویند که دوزخی بود عاشق و مست




گویند که دوزخی بود عاشق و مست

قولی است خلاف دل در آن نتوان بست

گر عاشق و می خواره به دوزخ باشد

فرداست ببینی که بهشت همچون کف دست

________

هی مفتی شهر

از تو بیدار تریم

با این همه مستی

از تو هوشیار تریم

تو خون کسان نوشی و

ما خون دل از آن

خود انصاف بده کدامین خونخوار تریم

_______

گویند کسان بهشت با حور خوش است

من می گویم که آب انگور خوش است

این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار

که آواز دوهل شنیدن از دور خوش است

_______

آن عاشق و دیوانه که این خمار مستی را ساخت

معشوق و شراب و می پرستی را ساخت

بی شک قدحی شراب نوشید و از آن

سرمست شد این جهان هستی را ساخت




0 نظرات: