ز هر دری سخنی ؟
گوشه ای از افکارم برای آیینده که با خوندنشان یاد بعضی
چیزها بیفتم تا شاید ...؟؟
۲۸ نوامبر ۲۰۰۸
ساعت حول و حوش ۸ و ۱۵ دقیقه عصر
اول ۳ تا عکس میچسبه مگه نه؟



آخه کدوم آدم عاقلی نقل قول میکنه؟
ای بابا یه هو دلم هوای بارون کرد نمیدونم چرا ؟

فکر کنم دیوونه شدم یه دفعه به فکر این افتادم بگردم یک غول چراغ جادو پیدا کنم
مثل اینکه ثبات فکری ندارم عجیبه ها
اصلا ولش من همون نقل قول کنم سنگین ترم

چیزها بیفتم تا شاید ...؟؟
۲۸ نوامبر ۲۰۰۸
ساعت حول و حوش ۸ و ۱۵ دقیقه عصر
اول ۳ تا عکس میچسبه مگه نه؟



آخه کدوم آدم عاقلی نقل قول میکنه؟
ای کاش می توانستند
از آفتاب یاد بگیرند
که بی دریغ باشند
در دردها و شادی هایشان
حتی
با نان خشکشان
و کاردهایشان را
جز از برای قسمت کردن
بیرون نیاورند...
---احمد شاملو
ای بابا یه هو دلم هوای بارون کرد نمیدونم چرا ؟

فکر کنم دیوونه شدم یه دفعه به فکر این افتادم بگردم یک غول چراغ جادو پیدا کنم
مثل اینکه ثبات فکری ندارم عجیبه ها
اصلا ولش من همون نقل قول کنم سنگین ترم
خيلي وقتا پيش مي ياد که از زندگي خسته مي شي،آدم به فکر فرو میره عین مجسمه زیری
از تلاش کردن نااميد مي شي.
مطمئن مي شي که زندگي بت پشت کرده. عجب زندگيه ....! نه؟!
اما مگه زندگي چيه؟ مگه هموني نيست
که هميشه ته دلت انتظارشو مي کشي؟
مگه همون توقعي نيست که هميشه از خودت داري؟
حالا پاشو وايسا خودتو بتکون.
اما ايندفه سعي کن خودتو باور کني

0 نظرات:
Post a Comment